تبلیغات
آوای عشق - درد ودل

آوای عشق

درد ودل :[حرفهای به یاد ماندنی , ]

سلام خدا جون خودت خوب می دونی چند روزه که من دربو داغونم هیچ کس نمی دونه تو دل اون

چی میگذره همه از اون یه موجود خطر ناک ساختن که کسی جرات نزدیک شدن به اون رو نداشته

باشه اون از کسی که انتظارشو نداشتم به خاطر اینکه نشون بده خیلی دلسوزه عزیزترین کس

من وخراب کرد پیش کسی که می دونست نباید این کا رو بکنه توی این دنیا همه ادعا دارن که

مسلمان هستن و باید به همدیگه کمک کنن ولی نه اینطوری نیست هیچ کی توی دنیای امروز

مسلمان واقعی نیست واگه خدا خداست باید جواب همه این آدم ها رو توی این دنیا بده ولی چه

فایده مگه متوجه میشن که از کجا خوردن....

ای داد از این روزگار فقط دلم می خواد تموم اون کسایی که ما رو نفرین کردن نفرینشون به

خودشون برگرده ولی باز هم متوجه نمیشن چون خدا همیشه بنده های خودشو رو خوب

میشناسه که بعضی چیزها رو بهشون نمیده چون می دونه لیاقت ندارن چون می دونه اگه

بده دیگه از خودشون خیلی در میان و خدا رو بنده نیستن اره توی این چند روز تموم کسایی

رو که فکر می کردم برام خیلی عزیز هستن رو خیلی خوب شناختم و پی بردم اگه تو این دنیا

پول نداشته باشی برای هیچ کس مورد احترام نیستی ولی اگخ داشتی و برای دیگران خرج

کردی میگن رو زمین راه نرو بیا پاتو بزار رو چشم ما راه برو اره خدا جون من هیچ وقت اهل این

نبودم که ببینم دیگران چه بلایی سرشون میاد ولی خیلی ها هستن که نشستن ببین من

سیاه بخت شدم تو اگر خدایی به کارهای بنده هات ناظری تو اگر قدرت اینو داری که پولدار رو یک

شبه فقیر کنی و فقیر رو یک شبه پولدار ازت کمک می خوام که کمکش  کنی کاری کنی که جلوی

همه کسایی که فکرای دیگه درموردش می کنن سر بلند بیاد بیرون خدا من فهمیدم که به غیر از

تو الان دیگه هیچ کس رو ندارم حتی عزیزترین کس آدم ها هم بهشون توی دنیای امروز ما که

همش شده پول پول پول به آدم رحم نمی کنه خدا فقط از خودت کمک می خوام خدایا خدایا

توبرس به داد من خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

کمک کن خدا

نوشته شده در چهارشنبه 22 فروردین 1386 و 10:04 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد

ویرایش شده در چهارشنبه 22 فروردین 1386 و 11:04 ق.ظ