تبلیغات
آوای عشق - دوستم داشته باش...

آوای عشق

دوستم داشته باش... :[عشق , ]

دوستم داشته باش که تو را می خواهم ... که تو را می خوانم

دوستم داشته باش که تویی در نگهم تو نوایم هستی

که تویی بال و پرم... لمس انگشت هستی

دوستم داشته باش چون تو را می یابم آسمان فرش من است

روح سرمست من است...

دوستم داشته باش چون تو را می جویم با سر انگشت دلم

روح پر نقش تو را می پویم شادم از این پویش  مستم از این

خواهش دوستم داشته باش دوستم داشته باش گر دمی بی

تو شوم آن دم گرم مرا... آن روح سرمست مرا...

باز هم زنده کن دوستم داشته باش آه اگر پلک زنم ...

نکند محو شوی  آه اگر گریه کنم ... نکند پرده اشک نقش زیبایت

را اندکی تیره کند دوستم داشته باش ... از رهی می ترسم

که تو همراه نباشی با من

از شبی در خوفم که صدایت برود دور شود از گوشم

آه آن شب هرگز نرسد ...یا اگر خواست برسد...

                       من به آن شب نرسم...

نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن 1384 و 08:02 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد

ویرایش شده در یکشنبه 30 بهمن 1384 و 08:02 ق.ظ